شيخ حسين انصاريان
162
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
كَذَّبُوا باياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » « 1 » و سرگذشت كسى كه آيات خود را به او عطا كرديم و او عملًا از آنان جدا شد ، براى آنان بخوان ؛ پس شيطان او را دنبال كرد [ تا به دامش انداخت ] و در نتيجه از گمراهان شد . * و اگر مىخواستيم [ درجات و مقاماتش را ] به وسيلهء آن آيات بالا مىبرديم ، ولى او به امور ناچيز مادى و لذّتهاىِ زودگذرِ دنيايى تمايل پيدا كرد و از هواى نفسش پيروى نمود ؛ پس داستانش چون داستان سگ است [ كه ] اگر به او هجوم برى ، زبان از كام بيرون مىآورد ، و اگر به حال خودش واگذارى [ باز هم ] زبان از كام بيرون مىآورد . اين داستان گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند ؛ پس اين داستان را [ براى مردم ] حكايت كن ، شايد [ نسبت به امور خويش ] بينديشند . « اين آيه به روشنى اشاره به داستان كسى مىكند كه نخست در صف مؤمنان بوده و حامل آيات و علوم الهى گشته ، سپس از اين مسير گام بيرون نهاده ، به همين جهت شيطان به وسوسهء او پرداخته و عاقبت كارش به گمراهى و بدبختى كشيده شده است . تعبير « انسلخ » كه از مادّهء « انسلاخ » و در اصل به معنى از پوست بيرون آمدن است ، نشان مىدهد كه آيات و علوم الهى در آغاز چنان به او احاطه داشت كه همچون پوست تن او شده بود ، اما ناگهان از اين پوست بيرون آمد و با يك چرخش تند مسير خود را به كلى تغيير داد .
--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 175 - 176 .